{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خانوم رئیس..

#استری_کیدز
#چانگبین

صدای کفش های پاشنه بلند زن توی سالن می‌پیچید.
با هر قدم به مردش نزدیک تر میشد ؛ گویا روی زمین شکاف ایجاد میشد.
کراوات مشکی رنگ مرد توی انگشت هایش مشت می‌شود و هیکل او را را به سمت خود می کشد.
با خشمی که حرارتش در صدایش پیداست ، می غرد.
_ تو یه دیوونه ای سئو چانگبین!
مرد جوان با بی خیالی گرد و غبار خیالی روی پیراهنش را می تکاند.
_ واضح نیست که دیوونه‌ی توام؟
یقه او را با شدت رها می‌کند.
چانگبین به این تن صدا عادت داره.
_ جلوی همکارام میگی چه خانوم رئیس خوشگلی دارین حیف که مال منه؟! محض رضای خدا پسر!
پوزخند بی اختیار روی لب های مرد نقش می بندد.
_ خیلی سخت میگیری دارلینگ.
دوباره چرخید ، نفس های تندش روی صورت خونسرد مرد خالی میشد.
_ وقتی تو و اون خونه رو باهم آتیش زدم میفهمی.
_ می تونیم امشب باهم بی حساب بشیم، نظرت چیه خانوم رئیس؟


____________


میدونم ممکنه خیلی خوب نباشه ولی به عنوان یه سناریو یهویی قبولش کنین 🙈
دیدگاه ها (۱)

نسیم خنک جسورانه از بین پنجره بیرون میخزید.بازی با پرده ای ر...

Investing with family | سرمایه گزاری با خانواده Part sixدایی...

The lost love- part 12

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط